دیروز کتابی دیدم با عنوان بازی عروسو داماد که حیفم اومد یه تیکه ازش رو منتقل نکنم. نویسندش بلقیس سلیمانیه. شبیه کتابه امریکا وجود ندارد نوشته پتر بیکسله.
بوسه
وقتی پسر همسایه مرا بوسید دوازده سال داشتم.صبح روز بعد تشکم روی نرده های بالکن بود و مادرم سرکوفتم میزد که فردا، پس فردا باید به خانه شوهر بروم ولی هنوز خودم را خیس میکنم.
+
نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/26ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط عمو یودوک
|