بوسه
وقتی پسر همسایه مرا بوسید دوازده سال داشتم.صبح روز بعد تشکم روی نرده های بالکن بود و مادرم سرکوفتم میزد که فردا ، پس فردا باید به خانه شوهر بروم ولی هنوز خودم را خیس میکنم.
No one spoke a word,
Neither the host,
Nor the guest,
Nor the diasies.
هیچ یک سخنی نگفتند:
نه میزبان و
نه مهمان و
نه گلهای داودی.